جمعه ۲ مارس ۲۰۱۲

خیانتکاری به نام خدا

افراد زیادی در تاریخ پندار خود را به خدا نسبت داده‌اند یا واقعیت گفته‌اند اما هر چه بوده است پندار ایشان تحقق نیافته است و این را می‌توان خیانتکاری خدا نام برد. مثالها زیادند اما بگذارید چند مثال بگویم:

  1. در اوج جنگهای صلیبی کلیسا لشگری از نوجوانان مسیحی که حافظ انجیل بوده اند را با انجیل و دعا به جنگ مسلمانان می‌فرستند. حتی کشتی هم برای اینا مهیا نمی کند. انتظار دارند وقتی این لشگر به آب رسید آب شکافته شود و این لشکر دوستداران خدا از دریا بگذرند و به اورشلیم برسند و اورشلیم را آزاد کنند. مسلمانان چند کشتی و گروهی جنگجو می‌فرستند. همه‌ی این نوجوانان را به بردگی می‌گیرند. وعده‌ی خدا به مسیحیان تحقق نمی یابد.
  2. قبل از لشگرکشی افغانها به ایران, فرماندهان نظامی و بزرگان پادشاه را نسبت به آینده سعی می‌کنند هوشیار کنند. تقاضا می‌کنند تمام لشگریان به اصفهان بی ایند و سپاه ایران با تمام قدرت در اصفهان مهیا گردد. درباریان و روحانیان تمام سرداران نظامی را با اتهامهایی چون قدرتخواهی و شورش, فتنه و دیگر صفتها یا اعدام می کنند یا از اصفهان تبعید می‌کنند یا عزلشان می‌کنند. وقتی لشگر افغانها به پشت پایتخت ایران می رسند نه دعای روحانیون به پادشاه کمک می‌کند نه فراخوانی لشگر جنیان. ایران شکست می خورد.
  3. پس از اولین عهدنامه ی بین روسیه و دربار قاجار و از دست رفتن بخشی بزرگ از ایران, عده‌ای از مسلمانان به نجف می‌روند و گزارشی مبنی بر تجاوز به ناموس مسلمانان و اهانت به قرآن را به روحانیت می‌دهند. روحانی‌ی عالی‌رتبه‌ای به نام شیخ محمد مجاهد دستور جهاد بر علیه کفار روسی را می‌دهد. هر چه به او می‌گویند این جهاد شکست خواهد خورد, شیخ محمد مجاهد بر تحقق وعده‌ی خدا اصرار می‌کند و مردم مومن سخن او را باور می کنند. ایران با دست خالی و تنها تعدادی زیاد چماغ به دست به جنگ لشگر مجهز روسیه می‌رود. وعده‌ی خدا تحقق نمی یابد. بلکه لشگر خدایان لت و پار می‌گردد. ایران مجبور به بستن عهدنامه‌ی دومی می‌شود و بخشی بزرگتر از خاک خود را از دست می دهد. 
به تاریخ نگاه کنیم اولین درسی که از تاریخ باید گرفت این است که خدا خیانتکار هست. کسی که بدون برنامه و در نظر گرفتن واقعیات چیزی را به خدا نسبت دهد و وعده‌ای از سوی او دهد یا خیانتکاری بیش نیست یا خدا به راستی خیانتکار هست.

پنجشنبه ۱ مارس ۲۰۱۲

تفنگی برای خفه‌کردن پرحرفی‌ی پرحرفها

گویا روانشناسها و انسانشناسها می‌دانستند که اگر شما صدای خودتان را موقع حرف زدن با کسری کمتر از ثانیه بشنوید انگاه ناتوان از سخن گفتن خواهید شد.

امروز  دانشمندان ژاپنی به نامهای  Kazutaka Kurihar   و  Koji Tsukadah از این دانسته استفاده کرده اند و وسیله توقف سخنرانی و پر حرفی را اختراع کرده اند+ و +.

 این وسیله از یک میکروفون و یک بلند گو تشکیل شده است. میکروفون صدای فرد را ضبط می‌کند و بلند گو آن را با تاخیری برنامه ریزی شده پخش می‌کند.  این  ایده را به سادگی می‌توانید در تلفنهای هوشمند عملی کنید. یعنی اگر آی‌فون دارید می‌توانید یک برنامه ی کوچک بنویسید و با آن برنامه‌ی کوچک پرحرفها را متوقف کنید. اگر این برنامه را خوب بنویسید بسیار فروش خواهد کرد و خوب پول به دست خواهید آورد.

فکر کنم باید بروم یک آی فون بخرم. من به شدت به یک تفنگ خفه کننده‌ی پرحرفها نیاز دارم. از اینها گذشته:
  1.  این تفنگ برای زوجها بسیار مناسب خواهد بود طلاق را به شدت کم خواهد کرد. 
  2. خبرنگاران هنگام پرسیدن سوالات خاص از سیاستمداران برجسته از این تفنگ استفاده کنند و سیاستمداران نتوانند جواب سوال را بدهند.

چهارشنبه ۲۹ فوریهٔ ۲۰۱۲

کامپیوترهای به قیمت تنها ۲۵ دلار

در سال ۱۳۷۲ قیمت سکه‌ی طلا اگر اشتباه نکنم حدود هفتاد هزار تومان بود. قیمت یک کامپیوتر  بیش از ۶۰۰ هزار تومان می شد. اما امروز یک اتفاق خوب افتاده است.
خبر خوب این نیست که قیمت سکه‌ طلا ۸۰۰ هزار تومان است یعنی بیش از پانصد دلار. با تشکر از Raspberry Pi قیمت یک کامپیوتر تنها ۲۵ دلار شده است. بلی این شرکت کامپیوترهای ۲۵ دلاری را وارد بازار کرده است.

اسباببازی‌ها و کارهایی مختلف که با یک سری مختلف از این کامپیوترها می‌شود انجام داد یک دنیای جدید را باید خلق کنند. شروع این زمان جدید مبارک باشد.  امیدوارم این رفتار همین گونه ادامه پیدا کند بگونه‌ای که چند سال بعد قیمت یک کامپیوتر به یک دلار یا حتی یک سنت برسد.

سه‌شنبه ۲۸ فوریهٔ ۲۰۱۲

گواهی بر یک پیوند

امروز روزم بسیار زیبا شروع شد. در دفترخانه‌ی ازدواج گواه رسمی  یک پیوند بودم.  با در نظر گرفتن عروس و داماد جوان  چهارده نفر بودیم. برق عشق در نگاه عروس و داماد جوان بسیار هویدا بود آن چنان که هم خانواده ها و هم تمام حضار آنرا آشکارا می دیدند. اگر رکورد عشاق ثبت می‌شد باور دارم این دو عاشق -یا اصلا برای هم ساخته شده - رکورد را به سادگی از آن خود می‌کردند و این رکورد را برای سالیان آتی از آن خود نگاه می‌داشتند.

سادگی‌ی این پیوند سادگی‌ی پیوندی دیگر که آن نیز گواهش بودم را شکست. هنوز باور ندارم این چنین سادگی‌ای در  پیوند دو نفری که بهترینهای این مرز و بوم می‌خوانمشان روی داده باشد بدون هیچ بحث یا دعوایی بین خانوادگانشان, بلکه با پشتیبانی‌ی هر دو خانواده. پیوند قبلی  پیوند بین دختر و پسری از دو قاره‌ی مختلف در قاره‌ی سوم بود. با آنها شوخی می‌کردیم می‌گفتیم شما که این قاره ها را پیوند زده‌اید برای ادامه ی زندگی باید به قاره چهارم بروید, و پس از مدتی به قاره‌ی چهارم رفتند.

دوشنبه ۲۷ فوریهٔ ۲۰۱۲

نیاز به اصلاح رفتار تعدادی از معلمان و استادها

تا کنون در چند بحث بوده ام که اگر دانشجویی در امتحانی تقلب کرد یا اشتباهی کرد باید چه کار کرد. تعدادی از اساتید به دانشجویان تگ می‌زنند و دانشجویی را که اشتباه کرد تا آخر عمرش می‌خواهند به قتل برسانند. یعنی حتی اگر دانشجویی در دوره‌ی کارشناسی تقلب کرد, تنبیه هم شد, به خاطر آن تقلب حتی در جلسه‌ی مصاحبه‌ی دکترا حتی اگر آن دانشجو خوب باشد و قبول شده باشد حکم به رد شدن او می‌دهند. در علم و موسسات کاری رفتارهای کینه توزانه و بچه گانه را کنار بگذارید.


تقلب هم یک جرم هست. تنبیه باید متناسب با تقلب باشد. بعد از حکم صادر شدن در مورد یک تقلب خاص و تنبیه متهم دیگر هیچ فردی حق ندارد این محکوم شده را از حقوقی دیگر منع کند یا تمایزی بین او و دیگران به خاطر این تقلب قایل گردد. اگر منعی یا تمایزی صورت بگیرد آن  خودش جرم است.

 کسی را به خاطر تقلب در امتحان کارشناسی یا دبیرستانش یا کپی کردن یک تمرین نباید کشت. بلکه باید متناسب با آن جرم تنبیه اعمال گردد. پیشنهاد من ساده هست. اگر در درس شما هر فردی در تمرینی یا امتحانی تقلب کرد, و تقلب  برایتان آشکار شد آنگاه به تمام افرادی که در آن تقلب شریک بوده اند باید نمره‌ی کامل البته با علامت منفی داده شود. بعد از این تنبیه تمایزی بین تقلب کننده و فردی که تقلب نکرده است نیست. این نوع تنبیه تقلب نیز از ابتدای درس بهتر است گفته شود و بیان گردد و اعمال گردد.