چهارشنبه ۱ فوریهٔ ۲۰۱۲

خودم را دوست می‌دارم

خانه‌ام آنقدر نامرتب شده است که هر روز صبح چیزی حدود ده دقیقه باید به دنبال خودم بگردم تا خودم را بی‌یابم پیدا کردن پالتو و کوله‌پشتی و اجزای کوچکتر جای خود را دارد.

امروز صبح ساعت هفت با زنگ ساعت بیدار شدم. یادم نیامد عینکم را قبل از خواب ساعت پنج و نیم کجا گذاشته‌ام. بدون  هیچ تلاشی برای یافتن عینک راحت یک فنجان قهوه درست کردم و با آرامش تمام قهوه ام را نوش جان کردم. در مسیر  به یک اپتومتریست رفتم عینکی ساده و تازه سفارش دارم. از این رفتار خودم خوشم آمد.

4 نظر یا انتقاد:

مینجق گفت...

قاسم جان
این سبک زندگی که در پیش گرفته ای ویرانگر است. به فکر خودت نیستی به فکر مامانت باش!
با هزار آرزو پسر بزرگ کرده. دکتر شده و....

قاسم گفت...

ببینید من
Doctor
هستم اما دکتر نیستم. دانشگاه تحصیلات تکمیلی در علوم پایه مدرک کارشناسی‌ی ارشد من را دزدیده است, به علت نداشتن مدرک کارشناسی ارشد وزارت علوم تحقیقات و فن‌آوری حاضر نشده است پرونده‌ای برای ارزشیابی‌ی مدرک من تشکیل دهد, متهم به جعل مدرک دکترا شده‌ام و از دانشگاه تحصیلات تکمیلی اخراج شده‌ام. اکنون وزارت و حتی شخص وزیر به نامه‌های من جواب نمی‌دهند, قوه‌ی قضاییه به شکایتم رسیدگی نمی‌کند. پس من دکتر نیستم در حالی که
Doctor
هستم

مینجق گفت...

هنوز هم پسر مامانت هستی و چشم امیدش به توست. سعی کن تکیه گاهش باشی. این روشی که در پیش گرفته ای شاید برای یک نوجوان 16ساله جذاب باشد اما از یک مرد 35 ساله ناپسند است

ویدا گفت...

:))) همینطوری عالیه.. همینطور ادامه بده..