جمعه ۲۴ فوریهٔ ۲۰۱۲

از چسب برق غیر استاندارد تا جان گوسفندی: مثالی از اثر پروانه‌ای

همه ی چسبهای نواری برق که در بازار بوده اند و می باشند استاندارد نمی باشند. حتی بعضی از برقکارها از نوار محافظ لوله‌ی  آب برای چسب برق استفاده می کنند. چسب استاندارد برق باید نسوز باشد. در برابر هیدروکربونها و اثرات محیطی تا چند دهه نباید تغییر وضعیت دهد و خود تبدیل به سوختی برای آتش شود. اما همه ی چسبهای درون بازار ایران این گونه نیستند. من نمی‌دانم اکنون چه استانداردی دقیقا بر چسبهای برق درون بازار اعمال می‌گردد. اما صفحه‌ی حوادث روزنامه ها را بخوانید می بینید روزانه آتش سوزی به خاطر برق گزارش می گردد. یا حتی افراد می میرند. هیچ کس نمی پرسد چرا برق این همه باعث آتش سوزی می گردد. مگه برق باید آتش بزند و بسوزاند؟

زمانی که دو سیم به هم متصل می‌شوند, باید اتصال درست و کم مقاومت در محل اتصال سیمها وجود داشته باشد. اگر اتصال تنها با پیچاندن نامناسب سر  عریان سیمها به هم برقرار شود, مقاومت اتصال افزایش می یابد. این افزایش باعث می‌شود که زمانی که جریان از سیم رد می شود این ناحیه از سیم خیلی گرم شود. پس سیمهایی که جریان زیادی و مدام از انها می گذرد نباید با پیچاندن سیمها دور هم به متصل شوند. باید از وسیله اتصال مناسب استفاده شود. 

نوارچسبهایی که در برابر هوای گرم یا هوای پر از هیدروکربونها مانند جعبه‌ی تقسیم بالا آشپزخانه  هستند باید در جعبه‌ی تقسیمی قرار گیرند که بسته باشد. یعنی هوای در بر گیرنده‌ی مواد خورنده  یا ذرات چسبنده  - که میزان آتش گیری و مقاومت آنها چندان معلوم نیست - نتوانند مستقیم و به سادگی به نوار چسب دسترسی داشته باشند.


اگر خانه‌ای با قدمت چند سال دارید, باید نگاه کنید وضعیت چسبهای نواری برق درون جعبه‌های تقسیم چگونه است. باید نگاه کنید ببینید از نوار چسب استاندارد استفاده شده است یا نه. اگر به حد وضعیت خطرناک دارید می‌رسید باید نوارچسبها و شاید حتی سیم ها عوض شوند. سیمها و پوشش آنها باید نسوز هم  باشند. اگر در حین تعمییر هستید باید این موضوع را خود یا توسط ناظری وارد تست کنید.

جعبه‌ی ورودی برق مجتمع ما چند روز قبل آتش گرفت. علتی که من یافتم عدم استفاده از نوار چسب مناسب و عدم برقراری‌ی اتصال مناسب در جعبه تقسیم بود. آتش نشانی خبر شد که آتش را خاموش کند. آسیبی چندان وارد نشد به جز این که تمام کنتورهای برق آتش گرفت و سوخت. 

 اما  یک گوسفند روبه‌روی مجتمع قربانی شد تا مجتمع از چشم بد حفظ شود. هنوز بعد از گذشت سه روز خونش بر کف کوچه  است. خود این خون می‌تواند منشایی برای گسترش انواع بیماریها شود. هنوز با تجربه‌ی این آتش سوزی هیچ وسیله‌ای اتفای حریقی در مجتمع قرار نگرفته است. کپسولهای آتش نشانی در مجتمع نیست.

بگذریم! جای شکرش باقی است که دست کم گوسفندی بی‌زبان نیستم که به علت بی دقتی دیگران و حفظ چیزی از چشم بد سرم را گوش تا گوش ببرند و خونم را بر زمین بگذارند.

0 نظر یا انتقاد: